تبليغاتX
با رفتن تو بهار می میرد ........
 
دفتر شعر و نوشته های ادبی
 

 

و باز دانشگاه.......................

"حضور مبهم پاييز و باز دانشگاه
و لحظه های غم انگيز و باز دانشگاه

تو گرم درسی و من گرم کندن اسمت
به گوشه گوشه هر ميز و باز دانشگاه"

دم غروب و حضور خسته اشياء
هوای وسوسه آميز و باز دانشگاه

دوباره قصه سيب است و آدم و حوا
دوباره قصه پرهيز و باز دانشگاه

حديث يک حضور بزرگ و دل تنگ است
حديث کاسه لبريز و باز دانشگاه

...و عاقبت من و تو می رويم و می ماند
دوباره زخم دل ميز و باز دانشگاه

 

 

 

  نوشته شده در  شانزدهم مهر 1385ساعت 13:3  توسط کیومرث  | 
ومن بودن را

در کنار تو احساس کردم

و دور از تو

 حس غربت در دلم جوانه زد

و درس عشق را

در فضای سبز چشمان تو آموختم

ای بهترین من ...

  نوشته شده در  یازدهم مهر 1385ساعت 9:48  توسط مانا  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM