" و باران
بهانه ای بود
برای گریستن "
دیروز چه اشتیاقی بود
دیروز چه خنده هایی
و دستهای تو
در من آیاتی از نیکی و مهربانی بودند
آه ... من امروز
چه تنهایم
چه تنها!
و گویی هیچ گاه
تو نبوده ای
باران نبوده است
بهار نبوده است ...

نوشته شده در هفدهم تیر 1385ساعت 9:50  توسط مانا
|